هرصبح آغازی دیگراست،این دنیای من است.برآنم که ازلحظه لحظه آن بهشتی زمینی بیافرینم.
تومي آيي....!

يك فاجعه است وقتي تنهاتوروميخوام

يك فاجعه است وقتي تنهاتوروميخوام

تومي آيي،كجاياكي نميدانم.

تومي آيي،پس ازشبهاي دلتنگي،

براي صبح يكرنگي،نميدانم.

تومي آيي،براي باوربودن،

دمي باعشق آسودن،نميدانم.

يك فاجعه است وقتي تنهاتوروميخوام 

تومي آيي،نگاهت آشنابامن،

سلامت بوي پيراهن،نميدانم.

تومي آيي،پس ازباران،

به دستت شاخه اي ريحان،نميدانم.

يك فاجعه است وقتي تنهاتوروميخوام

تومي ايي،سبك چون پر،براي

لحظه برتر،نميدانم.

تومي آيي،چوآيينه،دلت

شفاف وبي كينه،نميدانم.

يك فاجعه است وقتي تنهاتوروميخوام

تومي آيي براي من،براي

كوري دشمن،نميدانم.

تومي آيي،تنت شبنم،

دلت بي غم،نميدانم.

يك فاجعه است وقتي تنهاتوروميخوام

تومي آيي،خداباتو،

تمام لحظه هاباتو،نميدانم.

تومي ايي،تومي ايي،

چراامشب نمي آيي،نميدانم.

يك فاجعه است وقتي تنهاتوروميخوام 

بعضي هاراهرچقدرهم كه

بخواهي تمام نميشوند.

حضورشان گرم است.

يك فاجعه است وقتي تنهاتوروميخوام 

نتيجه:زندگي به ما

مي آموزدكه عشق خيره شدن

به يك ديگرنيست. بلكه باهم

به يكسونگريستن است...

يك فاجعه است وقتي تنهاتوروميخوام

يك فاجعه است وقتي تنهاتوروميخوام

يك فاجعه است وقتي تنهاتوروميخوام


نظرات شما عزیزان:

محبت68
ساعت4:17---20 آذر 1392
یادمان رفت شقایق دل داغی دارد/شاپرک در بغل شمع چه حالی دارد/آنقدر محو تماشای قفس ها شده ایم/یادمان رفت که یاد دوست کردن چه صفایی دارد.





موفق باشی بازم عالی بود
پاسخ:ما همیشه صداهای بلند را میشنویم، پررنگ ها را میبینیم، سخت ها را میخواهیم. غافل ازینکه خوبها آسان میآیند، بی رنگ می مانند و بی صدا می روند{سلام محبت جان بسیار زیبا بود ممنونم گلم}


اله ناز
ساعت22:56---21 آبان 1392
سلام وبلاگ زیبایی داری
بمنم سری بزن خوشحال میشم
زیباوووووووودوست داشتنی بووووووووووددوست گلم


شقایق
ساعت23:09---9 مهر 1392
هه اقا شاهین خیلی برام جالبه که انقد مودب حرف میزنید اخه همه توی اینترنت معمولا خودی حرف میزنن از نظراتتونم ممنون.

خدایا...خاستم بگویم تنهام اما نگاه خندانت مراشرمگین کردچه کسی بهتر از تو؟!...؟


پاسخ:سخن گفتن با خداوند مانند صحبت کردن با یک دوست پشت تلفن است؛ممکن است او را در طرف دیگر نبینیم، اما می دانیم که دارد گوش می دهد ...{سلام شقایق جان.ممنونم گلم شمانسبت به بنده لطف دارید}


الناز
ساعت14:10---9 مهر 1392
كاغذی به اشك گفت:

قطره قطره‌ات طلاست

یك كم از طلای خود حراج می‌كنی؟

عاشقم

با من ازدواج می‌كنی؟

اشك گفت:

ازدواج اشك و دستمالِ كاغذی!؟

تو چقدر ساده‌ای

خوش خیال كاغذی!

توی ازدواج ما

تو مچاله می‌شوی

چرك می‌شوی و تكه‌ای زباله می‌شوی

پس برو و بی‌خیال باش

عاشقی كجاست!؟

تو فقط

دستمال باش!



دستمال كاغذی، دلش شكست

گوشه‌ای كنار جعبه‌اش نشست

گریه كرد و گریه كرد و گریه كرد

در تن سفید و نازكش دوید

خونِ درد

آخرش،

دستمال كاغذی مچاله شد

مثل تكه‌ای زباله شد

او ولی شبیه دیگران نشد

چرك و زشت مثل این و آن نشد

رفت اگرچه توی سطل آشغال

پاك بود و عاشق و زلال

او

با تمام دستمال‌های كاغذی

فرق داشت:

چون كه در میان قلب خود

دانه‌های اشك كاشت.
پاسخ:پایانی برای قصه نیست،نه بره هاگرگ میشوند ونه گرگهاسیر!خسته ام از جنس قلابی آدمها،دارمیزنم خاطرات کسی را که مرا دور زد...حالم خوب است اما گذشته ام درد می کند . . . .{النازعزیزسلام.مثل همیشه بسیارزیبات.مرسی گلم}


ღ♥ღDokhtarBahariღ♥ღ
ساعت17:18---5 مهر 1392
اینقدر دلم از بازی روزگار پُره که نمیتونم گله هاشو برروی کاغذ بنویسم

با دوتاپست جدید آپم خوشحال میشم بیای

دارم میرم اگه بیای همه چی رومتوجه میشی بابت تمام خوبیهات ممنونم
پاسخ:سلام دختر بهاری عزیز اومدم وبتون سرزدم .راستش خیلی ناراحت شدم وامیدوارم تو تصمیمت تجدید نظر کنی.اما اینوبدون هرجایی که باشی برات بهترینهارو از خدا میخوام .همواره موفق باشی عزیز


elina
ساعت20:16---4 مهر 1392
شاهین جان دوست عزیزم همیشه ارزوی بهترین ها برایت دارم روزت طلایی شبت پر ستاره دنیایت به کام خوشحالم که افتخار این و دارم که از وب شما دیدن کنم
پاسخ:سلام الینا جان خیلی خوشحالم که اینجا میبینمتون برای منم باعث افتخاره حضور دوستان خوبی مثل شما در وبلاگم.باز هم سپاسگزارم موفق باشی عزیز


elina
ساعت12:53---4 مهر 1392
من اشک سکوت مرده در فریادم دادی سرو پا شکسته در بیدادم اینها همه هبچ ای خدای شب عشق نام شب عشق را که برد از یادم
پاسخ:شاخه با ریشه خود حس غریبی داردباغ امسال چه پاییز عجیبی داردغنچه شوقی به شکوفا شدنش نیست با خبر گشته که دنیا چه فریبی دارد . . .{سلام الینا جان ممنونم از حضور گرمت موفق باشی گلم}


حــــــرف هـــای یه دختر امروزی
ساعت22:28---14 شهريور 1392


بـه سلــامتـــی کســـی کــه نمیشنـــاستــِت







امـــا نــوشتــه هــاتــو میخـــونه







تــا از درونـــِت بـــا خبـــر بشـــه







و زیــرش کـــامنــت میــذاره







نــه بــه خـــاطـِر اینکــه خوشـِش امـــده







واســـه اینکــه بهـــت بفهمـــونه تنهـــا نیستـــی!!
پاسخ:آنجا که چشمان مشتاقی برای انسانی اشک می ریزد،زندگی به رنج کشیدنش می ارزد . . . . . {سلام دخترامروزي.ممنونم ازحضورت گلم وسپاسگزارم ازكامنت زيبايي كه به يادگارگذاشتيد.مرسي}


اجــــــی محـــــدثــــــه
ساعت19:31---9 شهريور 1392
بــــرای ِ هــر کـس کـه رفــتـنی سـت ،



فــــقـط بــــایــــد ..



کنــــار ایــستــاد ..



و ..



راه بـــــاز کـــــرد !



بــه هـمـیـن ســـادگــــی !



بابای داداش خوب
پاسخ:زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست ، امتحان ریشه هاست ..ریشه هم هرگز اسیر باد نیست ..زندگی چون پیچک است ، انتهایش میرسد پیش خدا ...{سلام اجی محدثه گلم ممنونم بخاطر حضورگرمت}


اجــــــی محـــــدثــــــه
ساعت17:47---3 شهريور 1392
وقتی تنها میشوی



بدان خدا همه را بیرون کرده



تا با تو تنها باشد...
پاسخ:تنهایی قشنگترین حس دنیاست ..چون برای داشتنش نیاز به “هیـــــچکـــــس” نداری !{سلام اجی محدثه عزیز مرسی از حضور گرمت گلم موفق باشی}


راز=======نفس
ساعت8:46---29 مرداد 1392
نیدونم توخوشمل مینویسی یا من چشام خوشمل میبینه خخخخخخخخخخ

مثل همیشه زیبا
پاسخ:من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد...همه اندیشه ام اندیشه فرداست...هوا آرام،شب خاموش، راه آسمان ها باز...خیالم چون کبوترهای وحشی می کند پرواز. . .{رازجان سلام.ممنونم عزيزامامطمئنم چشماي شمازيباميبينه.مرسي}


farnaz
ساعت13:08---26 مرداد 1392
سیــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــلام
خوبی؟؟؟؟
شاهین جان زوووووودی پاشو بیا وبم یه وق پشت گوش نندازیا


يگانه
ساعت17:18---25 مرداد 1392
سلام

دلم قدم زدن میخواهد . . .








در یک وجبی پیاده رو . . .








یک قدم تا آسمان . . .








پرواز با بوی یاس ها . . .





خیس و نمناک شدن با باران . . .








دلم کمــی آرامــش میخـــواهد
پاسخ:بجاست دوستی بخواهی که به روزهایت تلاش و به شبهایت آرامش بخشد. {سلام یگانه جان سپاس از حضور سبزت گلم }


بهار
ساعت17:09---24 مرداد 1392
ما تهی دستان عاشق پیشه ایم

سفره لبخند و نان، ما را بس است

باز باران، باز باران روی خاک

جرعه ای از آسمان، ما را بس است

رحیم زریان
پاسخ:در این متروکه دنیا که یاری نیست،..نشانی از کسی یا از دیاری نیست،..به عشقی جز خداوند اعتباری نیست...!{سلام بهار عزیز خیلی زیبا بود ممنونم گلم}


فاطمه
ساعت10:45---24 مرداد 1392
وب جالبی داشتی به وب منم سر بزن
پاسخ:سلام فاطمه جان مرسی از حضورت گلم چشم حتما به شما سرمیزنم عزیز


نفیسه
ساعت9:41---24 مرداد 1392
با سلام مجدد

واقعا خوشحالم کردی بخاطر اینکه منو قابل دونستی و اومدی

چشم منم بهت سر میزنم و مطالب قشنگتو میخونم

با آرزوی موفقیت
پاسخ: سلام نفیسه جان منم هم سپاسگذارم ازحضورت گلم


الناز
ساعت23:55---23 مرداد 1392
من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم پر دوست كنج هر ديوارش دوستانم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو هر كسي ميخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد شرط وارد گشتن شستشوي دلهاست شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و رياست بر درش برگ گلي ميكوبم و به يادش با قلم سبز بهار مينويسم اي دوست خانه دوستي ما اينجاست تا كه سهراب نپرسد ديگر خانه دوست كجاست!!!
پاسخ:وقـتـی از خـــودت مــیــای بــیــرون ک تـو شهـر آدمــا چـــرخ بــزنــی...وقـتـی نـامـردمـی هـا بـی مـعـرفـتـی هـا بـی ارزشی هـا رو دیـدی...گــله نـکـن از خـــــدا و زنـدگـی تـــو بـایـد هـمـیـشـه یـادت بـاشه که...اگــه تــاریـکـی شـب نـبـود ستــاره ها بــا زیـبـائـی نـمـیـدرخـشیـدن..........ســـــــــتـــــــــــاره بـــــــــــــاش . . .{سلام النازجان.ممنونم عزيز زحمت كشيديد.مرسي گلــم


نفیسه
ساعت17:56---23 مرداد 1392
سلام

وبلاگ قشنگی داری و من از خوندن مطالبش لذت بردم

خیلی جالب بود برام

منم یک وبلاگ با مطالب عاشقانه دارم

اگه بیای و بهم سر بزنی خوش حال میشم

راستی اگر خواستی برام کامنت بزار و نظر بده

در ضمن من هر روز قسمتی از داستان زندگیمو مینویسم

توصیه میکنم حتما بخونش.

مرسی

www.miadasheghaneh.loxblog.com


پاسخ:سلام نفیسه جان خیلی خوشحالم که خوشتون اومده وبسیار ممنونم از حضورت گلم. مرسی از دعوتت عزیز چشم با کمال میل به شما سر میزنم. امیدوارم بازم اینجا ببینمت گل من


ღ♥ღDokhtarBahariღ♥ღ
ساعت16:00---23 مرداد 1392
■■ لب های کبود زیر چشمان سیاه لاغر ...خسته... تنها ...گوشه گیر همه گفتند که از سیگار شروع شد . . . می بینی؟ خوشحال باش ! این بار هم قِصر در رفتی . . . داغ های صورتم ، خنجری شد بر تـن سیگار . . . !


پاسخ:من غرق در دریایی از آشفتگی ها و ناملایمات...تو بی هیچ خیالی..روی شن های ساحل...با چند پک از سیگار..و صدای بلند موسیقی:همه چی آرومه...!{سلام دختر بهاری عزیز مثل همیشه زیبا بود سپاس}


ღ♥ღDokhtarBahariღ♥ღ
ساعت15:59---23 مرداد 1392
امشب هیچی نمے خوآهم! نه آغوشت رآ نه نوازش عآشقآنه ات رآ نه بوسه هآے شیرینت... فقط بیآ مےخوآهم تآ سحر به چشمآن زیبایت خیره بمآنم همین کآفی است برآے آرامش قلب بی قرآرم تو فقط بیآ...


پاسخ:نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اندمثل آسمانی که امشب می بارد....و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیندو چشمانم را نوازش می دهدتا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم{سپاس وسپاس وسپاس }


ღ♥ღDokhtarBahariღ♥ღ
ساعت15:59---23 مرداد 1392
خیلی حــــــــــــــــرف هست که تــــــــــــــــو هرروز در گــــــــــــــــلویت بغــــــــــــــــض کشنده ای احســــــــــــــــاس کنی بــــــــــــــــرای کسی که بدانی حتی یک بار در عمــــــــــــــــرش به خــــــــــــــــاطر تــــــــــــــــو بغض هــــــــــــــــم نکــــــــــــــــرده است


پاسخ:گاهی تصور میکنم سکوت نیز چه آرام فریاد می زند ای سکوت خفته ی من فریادت به گوشهای بیدار خواهد رسید پس نا امید مباش و آرام فریاد بزن...آرام فریاد بزن...{سلام دختر بهاری عزیز واقعا ممنونم بخاطر حضورت کامنتای زیبا وپر از انرژی که میزاری گلم.مرسی}


رها
ساعت11:28---23 مرداد 1392
ته چشم های تو خدا شیطنت میکند.......ته دل من شیطان خدایی.......

سلام من همیشه از وبتون دیدن کردم ولذت بردم اما تا حالا نظر نذاشته بودم عالیه واقعا لینکتون کردم امیدوارم شما هم سر بزنی ولینکم کنین
پاسخ:چه خوشبختست خفاشی که برسقف زندگی میکند...به گمانم دنیا وارونه اش قشنگتر باشد!!!{سلام رها جان ممنونم از نظر مثبتی که وبم دارید خوشحالم که جزولینک دوستانتون قرار گرفتم.خواستم به شما سربزنم اما آدرس نذاشته بودید متاسفانه}


بهانه
ساعت21:48---22 مرداد 1392
مــی دانـــی

اگـــر تو را آرزو می کنم

برای ِ بـی آرزو بودن ِ من نیستـــ !!

شــایـــــد

آرزویــی زیبـــاتــر از تـــ ــــو ســراغ ندارم . . .

سلام وبلاگ زیبایی دارین با تبادل لینک موافقین؟
پاسخ:سلام بهانه جان ممنونم از کامنت زیبایی که گذاشتی گلم شما لینک شدید وباعث افتخاره که جزولینک دوستانتون باشم. امیدوارم بازم شمارو توی وبم ببینم


delaram
ساعت19:34---22 مرداد 1392
تنهایی بد است





اما بد تر از آن اینست





که بخواهی تنهاییت را با آدم های مجازی پر کنی





آدم هایی که بود و نبودشان





به روشن یا خاموش بودن یک چراغ بستگی دارد
پاسخ:دلم یخ میزند گاهی دراین سرمای تنهایی..شبم قندیل میبندد از این یخ های تنهایی..قلم آهسته می راند بر این خط بلند اما..گمانم یاد می گیرد ز من انشای تنهایی...{سلام دلارام عزیز خیلی خوشحالم از حضور پر از مهری که داری واقعا زیبا بود مثل همیشه موفق باشی گل من }


مجید جان
ساعت14:41---22 مرداد 1392
داشی بی زحمت لینکارو بررسی کن مشکل داره
پاسخ:سلام مجید جان ممنون از دقت نظری که داری مشکل رفع شد داداش گلم.


مجید جان
ساعت11:44---22 مرداد 1392
دادا چیکار کردی بازدیدت زیاد شده به منم بگو دمت گرم
پاسخ:سلام مجید جان ممنونم از حضور گرمت داداش گلم راستش من کار خاصی نکردم .


مجید جان
ساعت11:43---22 مرداد 1392
سلام داداش من لینکت کردم . ممنون که لینکم کردی ولی بررسی کن چون رو لینک که کلیک میکنم نمیاد ممنون
پاسخ:سلام مجید جان متشکرم از حضورت چشم الان بررسی میکنم.مرسی


فاطمه
ساعت23:31---21 مرداد 1392
خـدایـآ ازَتـــ دِلـگـیـرَمــــ...

گـُفـتـیــ حَقِـــ اِنـتِخـآبـــ داریــــ

پَـســـ چِـرا انـتِخـآبَـــمـــ دَر آغـوشــِ دیـگـَریـسـتــــ..؟
پاسخ:سـرد اسـت و مـن تـنهایـم “..چـه جمـلـه ای !..پــــُر از کـلیـشه …پـــُـر از تـهـوع …جـای ِ گـرمی نـشستـه ای و می خـوانـی :..” ســرد اسـت “…یـخ نمـی کنـی …حـس نـمی کنـی …کـه مـن بـرای ِ نـوشتـن ِ همیـن دو کلمـه..چـه سرمایـی را گـذرانـدم...{ سلام فاطمه جان سپاس از حضورت گلم}


بهار
ساعت20:13---21 مرداد 1392
خدا قوت شاهین جوووووون...

واقعا وقتی فکر می کنم منم بهار در بهارم.....

متوجه منظورم که شدی!!!1
پاسخ:سلام بهارجان.خيلي لطف كردي سرزدي عزيز...بله دقيقا متوجه شدم.مرسي ازحضورت گلم.ممنون


sana
ساعت19:41---21 مرداد 1392
زندگی





زندگی یک مشکل است با آن روبه رو شو





زندگی یک معادله است موازنه کن





زندگی یک معما است آن را حل کن





زندگی یک تجربه است آن را مرورکن





زندگی یک مبارزه است قبول کن





زندگی یک کشتی است با آن دریانوردی کن





زندگی یک سوال است آن راجواب بده





زندگی یک موفقیت است لذت ببر
پاسخ:زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه ی برگ..زندگی ، خاطر دریایی یک قطره ، در آرامش رود..زندگی ، حس شکوفایی یک مزرعه ، در باور بذر..زندگی ، باور دریاست در اندیشه ی ماهی ، در تنگ..زندگی ، ترجمه ی روشن خاک است ، در آیینه ی عشق...{سلام ثنا جان ممنونم که سرمیزنی گلم.مرسی}


yashin
ساعت3:55---21 مرداد 1392
سلام-واقعا وبتون حرف نداره-و بهترين وب ماه حقتونه-ممنون ميشم منو لينك كنيد وبهم خبر بديد كه با چه اسمي لينكتون كنم
پاسخ: سلام دوست عزیز ممنونم از لطفت .شما لینک شدیدوخوشحال میشم جزو لینک دوستانتون قرار بگیرم


الناز
ساعت21:47---20 مرداد 1392
تو را دوست دارم

در این باران

می‌خواستم تو

در انتهای خیابان نشسته باشی

من عبور کنم

سلام کنم...
پاسخ:به خودم می نگرم...به باران هایی که عاشقانه تماشایشان کردم...به برف هایی که عاشقانه رویشان قدم نهادم...بی آنکه بترسم از خیس شدن...بی آنکه بترســـــــم از افتادن{سلام النازعزيز.واقعا لطف كردي عزيز.مرسي}


الناز
ساعت21:38---20 مرداد 1392
همه مداد رنگي ها مشغول بودند...



به جز مداد سفيد...



هيچ کسي به او کار نمي داد؛



همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...



يک شب که مداد رنگي ها، توي سياهي کاغذ گم شده بودند؛



مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد.



و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...



صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او، با هيچ رنگي پر نشد
پاسخ:آه ای زمین...شکایت از تو پیش که برم...تو هیچ گاه...زیر پای من...استوار نبودی...چونان غروب سرد غم انگیز بگذرد٬..دردی اگر به جان تو بنشست....این نیز بگذرد...{النازجان.ممنونم ازحضورت وممنونم گلم.مرسي}


mahsa
ساعت21:09---20 مرداد 1392
امشب تمام گذشته ام را ورق زدم :



جز لحظه های سیاه ، لحظه های داغ و پرالتهاب بی قراری



دلتنگی افسرده ، خاموشی ، سکوت ، اشک ، سوختن چیزی نیافتم



نفرین به بودن وقتی با درد همراه است


پاسخ:.آسمان هم که باشی..بغلت خواهم کرد..فکر گستردگی واژه نباش..همه در گوشه ی تنهایی من جا دارند{سلام مهسا جان سپاس از حضورت}


مژگان
ساعت19:21---20 مرداد 1392
همواره اغاز راه دشوار است

عقاب در اغاز پرواز گاه پر میزند اما در اوج از بال زدن هم بی نیاز است
پاسخ:خدا تنها معشوقی است که عاشقانی دارد که هیچ یک از بودن دیگری ناراضی نیست و هیچگاه یکی از آنها معشوقش را تنها برای خود نمی خواهد.{سلام مژگان جان واقعا از حضور پر از مهرت در وبم سپاسگذارم}


بهار
ساعت18:16---20 مرداد 1392
ممنون از حضورتون..... بالاخره موفقیت آمیز بود.....

تمام پروانه ها قاصدک بودند ...

به هر قاصدکی راز مهربانی تو را گفتم پروانه شد ...

تمـــــام پروانه ها ادای مهربانی های تو را در می آورند ...

چون ...

بغض مرا دوســت دارند !
پاسخ:گفتی دوستت دارم..و من..به خیابان رفتم..فضای اتاق برای پرواز کافی نبود.{سلام بهارجان خیلی خوشحالم که مشکل رفع شد. من هم متشکرم از حضور بسیار گرمی که داری گلم}


farnaz
ساعت17:29---20 مرداد 1392
وقتی تنها باشی بهتر از اینه که با کسی باشی ولی باز هم احساس تنهایی کنی ....



شاهین عزیز ممنونم که اومدی وبم

لطف کردی
پاسخ:پلکهای مرطوب مرا باور کن..این باران نیست که میبارد..صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون می ریزند . . .{سلام فرناز جان خواهش میکنم گلم امیدوارم موفق باشی وممنونم که سر میزنی }


solaleh20
ساعت13:26---20 مرداد 1392
سلام.خیلی خوب بود مثل همیشه. ولی یه تفاوت با بقیه داشت: این یکی خیلی دلنشین تر بود. موفق باشین.
پاسخ: سلام سلاله جان مرسی.خوشحالم که به دلتون نشسته بازهم سپاس از حضورت گلم.


delaram
ساعت1:33---20 مرداد 1392


گاهی باید بــه فــ ـــــــاصله ها خوش آمد گفت ..

شاید آمده اند تا بخشی از حماقت هایمان را جبران کنند !!



سلام شاهین عزیز خسته نباشی

قبلا گفتم بازم میگم قشنگ و زیبا

ممنون
پاسخ:به پرواز...شک کرده بودم...به هنگامی که شانه هایم...از توان سنگین بال...خمیده بود...{ سلام دارام جان مرسی گلم وممنون از کامنتای زیبایی که میزاری}


mo ha d3
ساعت19:20---19 مرداد 1392
با تبادللینک موافقین؟


پاسخ:سلام محدثه جان ممنون که سر میزنی . بله حتما خوشحال میشم.


نسیم
ساعت18:30---19 مرداد 1392


وبلاگت خیلی قشنکه، لایکیییییییی
پاسخ:سلام نسیم جان ممنونم این نظر لطف شماست امیدوارم بازم اینجا ببینمت گلم.


ღ♥ღDokhtarBahariღ♥ღ
ساعت18:22---19 مرداد 1392
همیشه



غروب دریا برام



یه دلتنگی خاص داشته



درعین زیبایی وقتی خورشید



آخرین پرتوهای عاشقش رو روی تن



گرم دریا رها میکنه و آسمون که آبی بی



انتهاش رو چه بی ادعا پیشکش دریا کرده و دریا



که با همه اینها عاشقانه ساحل رو می پرسته و چه بی



غرور خودش رو در آغوش ساحل میندازه .همیشه وقتی به دریا



نگاه می کنم، مطمئن هستم که اونقدر مهربون هست که بشه کنارش



ایستاد و از زیبایی و شکیبایی و شعری که درش هست لذت برد.میدونی اگه دل



به دریا بدی آسمون دلت آبی میشه و اون وقت آبی آسمون پیش چشمات تبدیل به



بیکرانی میشه که بالهات رو به پرواز تشویق می کنه و این آغازی میشه تا اهل



آسمون بشی و زمین بشه خونه دوم تو.دل به دریا که بدی هوای دلت بوی



بارون میگیره اون وقت همیشه حس ناب باریدن در تو تازه است هر



وقت دلم از همه کس و همه جا می گیره وقتی دیگه حتی از



خودم هم خسته هستم میرم به خلوت دریا و ساحلش



کفشهام رو در میارم آن وقت که حرکت شن های



دریا رو زیر پام حس میکنم وقتی موجهای دریا



خودشون رو بی غرور زیر پاهام رها میکنن



نسیمی که منو درخودش می پیچه



و احساس سرما ئیکه همه



وجودم رو میگیره خیلی



میایستم یه گوشه



ساحل و چشمام



رو میبندم و



فقط گوش



میکنم
پاسخ:تـو کـه نیـسـتی ...جـای چشـمهـایـت کـه خـالـی اسـت...ایـن روز هـای لـعنـتـی بـه هـیـچ نـمـی ارزد . . / .{سلام دختر بهاری عزیزممنونم از این کامنتای زیبایی که میزارید.}


ღ♥ღDokhtarBahariღ♥ღ
ساعت0:48---19 مرداد 1392
فرياد زدم دوستت دارم صدايم را نشنيدي!


اعتراف کردم که عاشقم ،جرم مرا باور نکردي!


گفتم بدون تو ميميرم ،لبخندي تلخ زدي!


از دلتنگي ات اشک ريختم ،چشمهاي خيسم را نديدي!


چگونه بگويم که دوستت دارم تا تو نيز در جواب بگويي که من هم همينطور!


چگونه بگويم که بي تو اين زندگي برايم عذاب است،تا تو نيز مرا درک کني!


صداي فريادم را همه شنيدند جز او که بايد ميشنيد!


اشکهايم را همه ديدند!


آشيانه اي که در قلبت ساخته ام تبديل به قفسي شده که تا آخر در اينجا گرفتارم!


گرفتار عشقي که باور ندارد مرا ،


فکر ميکند که اين عشق مثل عشقهاي ديگر اين زمانه خياليست ،حرفهاي من بيچاره دروغين است!


حالا ديگر آموخته ام که کلام دوستت دارم را بر زبان نياورم ، ديگر اشک نريزم و درون خودم بسوزم !


اگر دلتنگت شدم با تنهايي درد دل کنم و اگر مردم نگويم که از عشق تو مردم !


اما رفتنم محال است ،عشق که آمد،ديگر رفتني نيست ،جنون که آمد،عقل در زندگي حاکم نيست!


تا ابد با عشقت زندگي ميکنم تا بميرم!


گرچه شايد مرا به فراموشي بسپاري،اما عشق براي من با ارزش و فراموش نشدنی است
پاسخ:کودک که بودم...وقتی زمین می خوردم...مادرم مرا می بوسید...تمام دردهــــــــایم از یادم می رفت...دیروز زمین خوردم ، دردم نیامد !!...اما به جایش تمام بوسه های مــادرم به یادم آمد !


ღ♥ღDokhtarBahariღ♥ღ
ساعت0:47---19 مرداد 1392
اگــر مي دانـستي کــه چقـــدر دوستـــت دارم چشمــهايــم را مــي شستي


و اشـکهــايــم را بـا دســتان عــاشقــت بـه بـاد مـي دادي


اگــر مــي دانـسـتي کــه چقـــدر دوستــت دارم نگاهــت را تـا ابـد بـر مـــن مي دوخـتي


تـا مــن بـر سکـــوت نـگاه تـــو


رازهــاي يــک عشـــق زمـيني را بـا خــود بـه عـــرش خــداوند بـبـرم


اي کــاش مـي دانسـتي


اگــر مــي دانستي کــه چقـــدر دوستــت دارم هـرگــز قـلبــم را نـمي شکــستي


گــرچــه خــانـه ي شــيــطان شــايســته ي ويــراني اســـت


اگـــر مي دانستي کــه چقــدر دوستــت دارم لـحظـه اي مــرا نـمي آزردي


کــه ايــن غـريــبه ي تـنـهــا ، جـــز نـگاه معصـومـــت پنجـــره اي


و جــز عـشقــت بـهـــانـه اي بــراي زيـسـتن نــــدارد


اي کــاش مي دانستي


اگــر مي دانستي کــه چقـــدر دوستــت دارم همــه چـيـز را فـــدايم مي کـردي


هـمـه آن چـيــز ها کــه يـک عــمر بخــاطرش رنــج کشــيده ام


وســال هــا بــرايــش گــريـسته اي


اگـر مي دانستي کــه چقـــدر دوستــت دارم


هــمــه آن چـيـز هــا کــه در بندت کشــيده رهــا مي کـردي


غــرورت را قـلبــت را حــرفــت را


اگــر مي دانستي کــه چقـــدر دوستــت دارم


دوستــم مي داشتي


هـمچــون عشـــق کــه عـاشقـانــش را دوســت مي دارد


کــاش مي دانستي کــه چقــدر دوستــت دارم


و مـــرا از ايــن عــذاب رهــا مي کـردي


اي کــاش تمـــام اينــهــا را مي دانستي . . .<>
پاسخ:درد دارد...وقتی میرود همه میگویند...دوستت نداشت...وتو نمیتوانی به همه ثابت کنی...که هرشب با عاشقانه هایش خوابت میکرد...====سلام دختر بهاری عزیز ممنونم بخاطر حضور پر از مهرت وکامنتای زیبایی که میزاری.


ღ♥ღDokhtarBahariღ♥ღ
ساعت19:11---18 مرداد 1392
چـــرا دلـــت گــرفـته؟

او هــم آدم اســت...

اگـر دوســتت دارم هــایـــت را نــشنیده گـرفــت...

غصــه نخــور...

اگــر رفــت...

گریـــه نکــن...

یــک روز چشمـــان یــک نفـــر عاشقـش می کــند...

یــک روز معــنی کـم محــلی را مـــیفهمد...

یــک روز شکــستن را درک میــکند...

آن روز مــیفهمد آه هــایی کــه کــشیـدی از تــه قلـــبت بـــوده...

میفـــهمد شکستــن یـــک آدم تــاوان سنـــگینی دارد...


پاسخ:ما در هیچ سرزمینی زندگی نمی کنیم،...منزل حقیقی ما قلب کسانی است...که دوستشان داریم...


ღ♥ღDokhtarBahariღ♥ღ
ساعت19:10---18 مرداد 1392
زندگی کن به شیوه خودت …

با قوانین خودت … !!!

مردم دلشان می خواهد موضوعی برای گفتگو داشته باشند …

برایشان فرقی نمی کند چگونه هستی …

چه خوب … چه بد …

موضوع صحبتشان خواهی شد …!

پس زندگی کن به شیوه خودت …

چه خوب … چه بد


پاسخ:قایقت می شوم ؛ بادبانم باش...بگذار هرچه حرفْ پشت‌مان می‌زنند مردم ؛...باد هوا شود،..دورترمان کند!


Miss Blair
ساعت12:31---18 مرداد 1392
خیلی قشنگگگگگگگگگگ بود

عیدتم مبارک
پاسخ:سلام گلم ممنونم از حضورت خوشحالم که راضی کننده بود.


fateme
ساعت10:40---18 مرداد 1392
با تبادل لینک موافقین؟


پاسخ:سلام فاطمه جان خيلي ازاشناييت خوشبختم عزيز.به شماسرزدم وبراتون نظرگذاشتم.مرسي وموفق باشيد


mo ha d3
ساعت10:39---18 مرداد 1392


بچگی یعنی: وقتیکه فاصله ی دستشویی تا اتاقمونو می دویدیم و از اینکه لولو ما رو نمی خورد فریاد می زدیم، ھـــــوراااا




پاسخ:چه در کار ، چه در عشق ، ...هرگز نگویید ...” هنوز وقت است ” ، ” شاید دفعه ی بعد “!...زیرا مفهومی وجود دارد به نام ” دیر شدن “!!!======== سلام دوست خوبم متشکرم از حضورت


رضا
ساعت0:44---18 مرداد 1392
سلام دوست من خسته نباشی

از لطفت خیلی خیلی ممنونم

مثل همیشه وبلاگت عالی بود

امیدوارم همیشه شاد و پیروز باشی
پاسخ:سلام رضا جان حضور دوستان گلی مثل شما باعث دلگرمی میشه برام.اقعا ممنونم از حضورت داداش گل


نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






:: برچسب‌ها: داستان كوتاه وآموزنده, دلنوشته, تصاويرزيبا, عكس عاشقانه, چت, "fanos, tk",
نویسنده : ►╫KHADEM╫♥●•٠·˙◕‿◕